انسان شناسی اقتصاد هنر و جامعه
زهره رهبری - انسان شناسی اقتصاد هنر به مجموعه روابطی می پردازد که تولید و مصرف کالای هنری را در سطح اجتماعی بررسی می کند . آفرینش هنری جدای از مقوله های فردی چون خلاقیت و توانمندی فردی هنرمند، در یک فرآیند اجتماعی از عواملی خارج از مقوله هنر تاثیر می پذیرد . شرایط اجتماعی ،وضعیت اقتصادی جامعه و وضعیت اقتصادی آن هنر خاص همه در سرنوشت تولیدات و صارف فرهنگی و هنری موثراند.گاهی شرایط اجتماعی باعث رونق و پیشرفت یک هنر خاص در یک جامعه و در یک مقطع زمانی خاص می شود وگاه چرخ حرکت آن را متوقف می کند.
مقایسه کنید سرنوشت موسیقی را در کشور های مسلمان و مسیحی ؛در کشورهای اروپایی (عمدتا مسیحی )نه تنها در مذهب و عرف جامعه ممنوعیتی برای پرداختن به موسیقی وجود ندارد ،بلکه آمیخته شدن موسیقی با منسک مذهبی و حضور ارگ و گروه کر در کلیسا ها تا حد زیادی به پیشرفت و تکامل این هنریاری رسانده است .همین شرایط مساعد اجتماعی است که مفاهمیی چون ارکستر ،گروه کر و نوازندگی در فضای باز و برای جمعیت زیاد را تولید می کند و در حالی که شرایط نا مساعد و قوانین اخلاقی و اجتماعی علیه موسیقی است که موسیقی شرقی را از هر گونه رشد در فضاهای باز،باز می دارد . موسیقی که فقط برای فضاهای بسته ،محیط های سرپوشیده و خلوت امن مناسب است .
گذشته از این ،شرایط اجتماعی نیز در تولید ،باز تولید و مصرف کالای هنری موثر اند .جامعه ای را در نظر بگیرید که از شدت فقر دچار نا به سامانی های روانی و اجتماعی شده است . انواع و اقسام آسیب ها ی اجتماعی در آن به وجود آمده اند…
آیا در این جامعه می توان از مردم انتظار داشت که درآمد اندک خود را به مصرف کالاهای هنری و فرهنگی اختصاص دهند ونیازهای فرهنگی و معنوی خود را مقدم بر نیازهای مادی و زیستی خود بدانند؟
پاسخ این سوال هم آری و هم نه است .آری از این رو که در بعضی نقاط دنیا هنر (مخصوصا سینما )در ذهن و روح افراد جامعه چنان نفوذی به هم رسانده اند که علی رغم فقدان شرایط مالی مناسب افراد به این هنرها روی می آورند ،نمونه بارز این مثال سینمای بالی وود در هند است . این مردم الزاما دارای شرایط مناسب خوب اقتصادی نیستند و گاه با درگذشتن از نیاز های مادی خود برای دیدن فیلم ها اقدام می کنند . این سینما می تواند افراد را وادراد که در پول غذا و پوشاک خود صرفه جویی کرده و آن را خرج تماشای فیلم بکنند ،چرا که این فیلم ها به نحوی به بخشی از نیازهای روانی ایشان پاسخ می دهند.مثال دیگر درباره اجتماعاتی است که مصرف هنری را درسابقه فرهنگی خود و درحافظه تاریخی دارند و این حافظه و سابقه چنان قدرتمند است که حتی در فقدان شرایط مناسب اقتصادی و در شرایط مالی بد وقتی که باید برای برطرف کردن نیازهای اولیه شان دست به انتخاب بزنند گزینه مصرف هنری وزن بالای خود را حفظ می کند . مصداق این فرد آدمی است که در شرایط جنگ، قحطی ،همچنان تولید و مصرف هنری خود را ادامه می دهد.
ولی گذشته از شرایط خاص در باقی سایر موارد ،افراد وقتی که در شرایط نامناسب اقتصادی هستند .نیازهای مادی و زیستی شان را د راولویت قرار می دهند . وقتی که این سابقه مصرف هنری در گذشته تاریخی ایشان وجود ندارد (سابقه ای که خود از یک شرایط اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک خاصی ناشی شده است که طی آن دوره هنری یا مجموعه ای از هنرها اجازه و فرصت تولید ،بازتولید و مصرف را داشته اند و این تولید و مصرف فرهنگی در سابقه ذهنی افراد حک شده است .)در انتخاب اقتصادی برای مصرف بهینه درآمد برای نیازهای متعدد ،گزینه های فرهنگی و هنری همچنان قدرتمند خواهد بود .
تولید و مصرف هنری در جامعه ایدئولوژیک :
ولی در یک اقتصاد نیرومند و سالم در جامعه ای نسبتا متعادل و آرام تولید و مصرف فرهنگی و هنری ماجرایی بسیار متفاوت با جوامعی با اقتصاد ضعیف ئ نامتعادل اجتماعی دارند.
جامعه ای را در نظر بگیرید که دارای ساختارهاو سازوکارهای متناسب و کارآمد اقتصادی است .دولت در این جامعه در اقتصاد نقش یک کارفرمای بزرگ را ندارد . یعنی گرچه موسسات اقتصادی دولتی نیز وجود دارند ولی این موسسات کنترل تمام و کمال اقتصادی را به عهده ندارند و اقتصاد لیبرالی چنان پویایی و تحرک اقتصادی را نیز فراهم می سازد که در آن جامعه هم می تواند هنر مستقل و هم هنر ایدئولوژیک شکل بگیرد.به چند دلیل :۱)شرایط اجتماعی و اقتصادی آن جامعه به افراد فرصت می دهد تا هنرمندانش به تولید و مردم اش به مصرف هنری دست بزنند .۲)چون شرایط اجتماعی مردم به ایشان اجازه می دهد تا به مصرف هنری دست بزنند ،کالای هنری می تواند در بازار هنری فروخته شود یعنی چیزی با نان بازار هنری وجود داشته باشد و هنرمندان با سلیقه های مختلف برای تیپ های مختلف هنری دست به تولید بزنند و ایشان با مصرف و خرید این کالاها به بازتولید آن یاری برسانند.
۳)از آنجا که این هنر از نظر اقتصادی مستقل است ،پس نیازمند حمایت های دولتی نیست پس مجبور به پذیرش عقاید ایدئولوژیک دولت نیست ،این هنر از نشر اقتصادی مستقل است پس از نظر محتوایی هم می تواند مستقل باشد .
ولی در شرایط مخالف ،یعنی جامعه ای که ۱)دولت یا قدرت سیاسی اجازه رشد هنر آزاد و غیر ایدئولوژیک نمی دهد ۲)وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم برای مصرف هنری مهیا نیست یا مشوق نیست ۳)در حافظه تاریخی و اجتماعی ایشان ،تاریخچه مصرف هنری وجود ندارد .
در این جوامع هنر به صورت تقریبا مردمی وجود ندارد ،منظور از هنرمردمی هنری است که توسط مردم تولید و مصرف شود (بدون دخالت یا فرمایش و سفارش دولت )در این جامعه دولت که بر مبنای درآمدهای غیرمالیاتی (فروش منابع )مجبور نیست که درگیر بازار آزاد و قواعد آن بشود ،با درآمدهای بی دردسری که نصیب اش شده می تواند از سطح جامعه ،سلایق و علایق وخواسته های آن فاصله بگیرد و ایدئولوژی فرمایش خود را به جامعه تزریق کند .مبنای غیرمالیاتی درآمد های دولت آن را برای کسب درآمد از درگیری با سازو کارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه رها می کند و از طرف دیگر به آن این قدرت را می دهد که در جاهای مختلف دست به سرمایه گذاری و فعالیت بزند . یکی از این موارد هنر است که از طرف دولت مامور می شود تا بار ابلیغات ایدئولوژیک را به دوش بکشد .دولت ازیک سو با حمایت از هنر ایدئولوژیک فقط به نوع خاصی از هنر اجازه تولید و بازتولید می دهد و از سوی دیگر با ممنوعیت های حقوقی که ایجاد می کند رشد سایر هنرها را متوقف می کند.
در شرایطی که نه درحافظه تاریخی و نه در ساختارهای اجتماعی سابقه ای برای مصرف هنری وجود ندارد و تولید و انتشار هنری منوط به اجازه دولت است ،تولید هنری حداقل در ابتدا تا زمانی که مخاطبانش را جذب کند و خود را در سبد مصرف خانواده ها قرار دهد ،نیازمند حمایت دولتی است چرا که حتی وقتی که ممنوعیت حقوقی نیز برطرف می شود ،شرایط اجتماعی و درآمد زا نبودن به هنر اجازه نمی دهد از نظر اقتصادی خودکفا باشد . و دولت این حمایت را دریغ می کند چرا که خود را نیازمند این هنر نمی بیند . این هنر بیشتر می تواند در سطح خیر عمومی (نه دولت به تنهایی)و بالا بردن سطح فرهنگی یک جامعه موثر باشد . خیری که خیر یک دولت ایدئولوژیک با با اقتصاد غیرمالیاتی نیست . این امر (عدم حمایت دولت از هنر)در بسیاری از اقتصاد ها و کشورهای دیگر نیز دیده می شود .ولی شرایط اقتصادی و اجتماعی و گذشته تاریخی و فرهنگی این کشورها،اصولا هنر را پیش از اینها از حمایت دولتی بی نیاز کرده است .
منبع
مطالب مرتبط
نظرات
یک نظر بدهید